معنی انین
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) ظرفی سفالی مانند سبو و خمچهٔ بزرگ که دوغ در آن کنند و بجنبانند تا مسکه (روغن و کره) جدا گردد. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (انجمن آرا).[ اَ ] (ع مص) ناله کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). نالیدن. (از اقرب الموارد). نالیدن بیمار. (از المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || (اِ) ناله. (منتهی الارب) (آنندراج) (نصاب). بانگ دردمند بخاطر درد. (از تعریفات سید جرجانی): ماه نو منکسف در گلوی فاخته است طوطیگان باحدیث قمریکان باانین. منوچهری. ز دوستان تو آواز رود و بانگ سرود بر آسمان شده وز دشمنان نفیر انین.سعدی. گفت ای دانای سر و رب دین کرد خاک لابه گر نوحه و انین.مولوی.
کلمات همقافیه با «انین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر