معنی انیق
6 بازدید
[ اَ ] (ع ص) خوب و عجیب. (آنندراج) (غیاث اللغات). نیکو. حسن. معجب. چیز نیک بشگفت آورنده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): چون تاج مملکت و سریر سلطنت بر راء انیق و لقاء بهی ابوالحرث منصوربن نوح آراسته شد... (ترجمهٔ تاریخ یمینی). بود سرو در باغ و دارد بت من همی بر سر سرو باغی انیقا.منوچهری.[ اَ یُ ] (ع اِ) جِ ناقه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شتران ماده.
کلمات همقافیه با «انیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر