معنی انیسی کاتب
6 بازدید
[ اَ یِ تِ ] (اِخ) یکی از خوشنویسان است که شعر نیز میسروده. از اوست: دل بکوی تو جوان آمد و اکنون پیر است وه که خاک سر کوی تو چه دامن گیر است. سر زلف ماهرویان چه خوش است بازکردن گله های روز هجران بشب دراز کردن. رجوع به مجالس النفائس ص ۳۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «انیسی کاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر