معنی انگیل
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) گوی گریبان. تکمه. || حلقه ای که گوی گریبان و تکمه را از آن بگذرانند. (از برهان قاطع). || کسی که مکروه طبع باشد و مفارقت نکند. (فرهنگ سروری). انگل. و رجوع به انگل شود.[ اَ ] (اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان نوشهر است که ۴۳۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی و محصول آنجا غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «انگیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر