معنی انگلک کردن
13 بازدید
[ اَ گُ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام، با انگشت و دست چیزی را کاویدن. ور رفتن با چیزی با انگشت. (از یادداشتهای مؤلف). || دخالت کردن در کاری (توأم با بهم زدن آن). (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «انگلک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر