معنی انگشت گنده
4 بازدید
[ اَ گِ گَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) صمغ درخت انگدان. حلتیت. صمغ الحروت. (از برهان قاطع). انغوزه. (ناظم الاطباء). و رجوع به انغوزه و انگژه شود.
کلمات همقافیه با «انگشت گنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر