معنی انگشتی
6 بازدید
[ اَ گُ ] (اِ مرکب) قسمی طعام زفت که از بلغور و نخود و ماش و لوبیا پزند که توان با انگشت خورد. (یادداشت مؤلف).[ اَ گُ ] (اِ) نام گروهی از جانوران ریز. جانوران انگشتی نازا و بدون دهان و شاخک هستند. و رجوع به جانورشناسی عمومی فاطمی ج ۱ ص ۲۰۶ شود.
کلمات همقافیه با «انگشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر