معنی انگشتنمایی
5 بازدید
[ اَ گُ نَ / نِ / نُ ] (حامص مرکب) شهرت کردگی در نیک نامی و یا بدنامی ولی در بدنامی بیشتر استعمال میکنند. (ناظم الاطباء). معروفیت. رسوایی : عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی. سعدی. || نمایش چیزی به انگشت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انگشتنمایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر