معنی انگشتال
5 بازدید
[ اَ گِ ] (ص) بیمارناک. (لغت فرس اسدی). مردم ضعیف و نحیف و علیل و بیمارناک و صاحب نقاهت. (برهان قاطع). بیمار و دردناک و صاحب نقاهت. (آنندراج): ز خان و مان قرابت به غربت افتادم بماندم اینجا بی ساز و برگ و انگشتال. ابوالعباس (از لغت فرس اسدی).
کلمات همقافیه با «انگشتال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر