معنی انکیانو
5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) امیر... از طرف اباقاخان حکومت فارس را داشت. خردمند و دادگر بود و در دوران حکومت سه سالهٔ خود (از ۶۷۷ تا ۶۷۰ هـ . ق.) بعدل رفتار کرد و شاعران و علما را نواخت. (از تاریخ مغول عباس اقبال ص ۳۹۲). امیرانکیانو از ممدوحان سعدی بود. سه قصیده از قصاید معروف سعدی به مطلعهای: بس بگردید و بگردد روزگار دل بدنیا درنبندد هوشیار. (کلیات سعدی چ مظاهر مصفا ص ۷۰۵). بسی صورت بگردیدست عالم وزین صورت بگردد عاقبت هم. (همان ص ۷۱۵). دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکردست عاقلی. (همان ص ۷۴۴). در مدح این امیر است. رجوع به این قصاید شود.
کلمات همقافیه با «انکیانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر