معنی انکال
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) راندن و دور کردن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). دفع کردن. (از اقرب الموارد). || بر نکول انگیختن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ اَ ] (ع اِ) جِ نِکل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). قیدها و بندهای سخت یا بندهای آتشین. (آنندراج): {/Bإِنَّ لَدَیْنََا أَنْکََالاً وَ جَحِیماً.۱-۵۷۳:۱۲/} (قرآن ۷۳/۱۲)؛ نزدیک ما در غیب ایشان را بندهاست و آتشی عظیم. (کشف الاسرار ج ۱۰ ص ۲۶۳).
کلمات همقافیه با «انکال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر