معنی انکار کردن

معنی انکار کردن

7 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) نشناختن چیزی یا کسی را. منکر شدن. خستو نبودن: انکار قول یا نوشتهٔ خود کردن؛ زیر آن زدن. نکیر. نفی. (یادداشت مؤلف). جحد. جحود. (دهار). امتناع کردن. ابا کردن. نپذیرفتن : هر آن کسی که چنین صنع خوب دید به چشم چگونه کرد تواند به صانعش انکار. ناصرخسرو. ملک او را چون عدو انکار کرد از پی او کینهٔ منکر کشید.مسعودسعد. عذر من بین در آخر قرآن لفظ الناس را مکن انکار.خاقانی. گر سر این کار داری کار کن ور نه ای این کار را انکار کن. عطار. جانی دارم که از جهالت انکار نمی کنم نه اقرار.عطار. کجا توانمت انکار دوستی کردن که آب دیده گواهی دهد به اقرارم.سعدی. چون من بنفس خویشتن اینکار میکنم بر فضل دیگران بچه انکار میکنم.سعدی. ای که انکار کنی عالم درویشان را تو چه دانی که چه سود او سر است ایشان را. سعدی. شرمنده نیستی که به این دستگاه حسن دل می بری ز مردم و انکار می کنی. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «انکار کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید