معنی انهماغ
4 بازدید
[ اِ هِ ] (ع مص) شکسته شدن رطبة و جز آن را. (منتهی الارب). شکافته شدن و ترکیدن رطب. (ناظم الاطباء). || تر گردیدن زخم و جراحت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انهماغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر