معنی انهلال
4 بازدید
[ اِ هِ ] (ع مص) سخت ریخته شدن ابر و باران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ریخته شدن. (المصادر زوزنی). || باران نازل کردن آسمان. (از اقرب الموارد). || روان شدن اشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انهلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر