معنی انهلاب
4 بازدید
[ اِ هِ ] (ع مص) برکنده گردیدن موی. (منتهی الارب). برهنه شدن از کاسموی. برکنده شدن کاسموی. (ناظم الاطباء). برکنده موی شدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «انهلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر