معنی انه
8 بازدید
[ اَ نِ هْ ] (ع ص) رجل انه؛ مرد حاسد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ اَنْ هْ ] (ع مص) انوه. خمیدن از گرانی. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). خمیدن از ثقل و سنگینی. || حسد کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به انوه شود.[ اِنْ نَ هو ] (ع حرف +ضمیر) (از: ان، از حروف مشبهه +-ه، ضمیر مفرد مغایب مذکر) بدرستی که او. بتحقیق که او. (ناظم الاطباء).[ اِ نِ ] (اِخ) شاهزادهٔ تروائی که ویرژیل شاعر بزرگ رومی وی را قهرمان منظومهٔ خود که انئید نام دارد قرار داده است. وی پسر ونوس و انخیس است. وی هنگام محاصرهٔ تروا و پس از تصرف شهر بدست یونانیها، با یونانیها مردانه جنگید. پس از اسارت بدست یونانیها وی پدرش انخیس را بر دوش گرفت و بهمراهی پسرش ایول یا آسکانی راه فرار پیش گرفت ولی زنش کراوز را گم کرد. پس از رسیدن به ایتالیا در لاتیوم با لاوینی دختر پادشاه لاتینوس ازدواج کرد.[ اَ هِنْ ] (ع اِ) جِ نَهْی یا نِهْی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). به معنی غدیر و شبه آن. (از اقرب الموارد). رجوع به نهی شود.
کلمات همقافیه با «انه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر