معنی انمحاص
5 بازدید
[ اِ مِ ] (ع مص) برآمدن آفتاب از کسوف و روشن شدن آن. || درگذشتن چیزی و فوت شدن آن. || فرونشستن آماس. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «انمحاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر