معنی انقیاس
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اندازه پذیرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). روان شدن بر قیاس و مانند آن شدن. (تاج المصادر بیهقی). قیاس پذیرفتن چیزی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انقیاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر