معنی انقلاب کردن
4 بازدید
[ اِ قِ کَ دَ ] (مص مرکب) دگرگون کردن : ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ لاله ازو به که کرد دشت بدشت انقلاب. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۴۴).
کلمات همقافیه با «انقلاب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر