معنی انقلاب الشعر
5 بازدید
[ اِ قِ بُشْ شَ ] (ع اِ مرکب) در تداول طب، ناهموار و کج رستن موی مژه. صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی در ذیل انقلاب الشعر آرد: موی مژه اگرچه فزونی نباشد لیکن آنچه باشد ناهموار رسته باشد و لختی بسوی دیده اندر کشد و بخلد و بدین سبب آب از چشم دویدن گیرد و دیده برنجد. و رجوع به انقلاب جفن شود.
کلمات همقافیه با «انقلاب الشعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر