معنی انقفاش
4 بازدید
[ اِ قِ ] (ع مص) بسوراخ درآمدن تننده و جز آن و فراهم آوردن آن دست و پای و اعضای دیگر را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). بسوراخ داخل شدن عنکبوت و جز آن و فراهم آوردن اعضا و قوائم خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انقفاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر