معنی انقعاف
5 بازدید
[ اِ قِ ] (ع مص) فروریخته شدن روی کوه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || از بن درافتادن دیوار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || از جای رفتن چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). لغزیدن چیزی از جای خود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انقعاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر