معنی انقعار
7 بازدید
[ اِ قِ ] (ع مص) از بیخ بریده شدن و برکنده گردیدن درخت و بر زمین افتادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). برکنده شدن درخت از ریشه. (از اقرب الموارد). از بیخ برکنده شدن. (ترجمان القرآن جرجانی). برکنده شدن. (مصادر زوزنی). از بن کنده شدن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «انقعار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر