معنی انقطاع

معنی انقطاع

5 بازدید
[ اِ قِ ] (ع مص) فروماندن در راه از قافله. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). یقال: انقطع به (مجهولاً). (از ناظم الاطباء). || سپری شدن آب چاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رفتن و سپری شدن آب چاه. (از اقرب الموارد). || بریده گشتن و گسستن رسن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بریده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (آنندراج) (از اقرب الموارد). انصرام. (تاج المصادر بیهقی). || (اصطلاح علم مناظره) اختتام مبحث. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به همین کتاب شود. || (اِمص) قطع و بریدگی. (از ناظم الاطباء): بسبب ضیق حال و قلت زاد و انقطاع امداد به جانب محمدآباد نشستند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۶). || انفصال. جدایی. مفارقت. گسستگی. (ناظم الاطباء). || تبتیل. از دنیا بریدن. حالت انقطاع، حالتی که در زهاد پیدا آید که از هرچه جز خدای تعالی است ببرند. حالتی که آدمی را دست دهد که از هر سببی گسسته تنها مسبب را بیند. (یادداشت مؤلف): علی القطع نپذیرم اقطاع شاهان من و ترک اقطاع و پس انقطاعی.خاقانی. علوی و سفلی نکردی در ضمیرم ره که بودی انصراف از آن و اینم انقطاع از این و آنم. ادیب السلطنهٔ سمیعی. - انقطاع داشتن؛ بریدن از دنیا. تبتیل : گر شدی عاشق دلا قطع نظر کن از دو کون نیستی محرم به عشقش گر نداری انقطاع. اسیری لاهیجی (از آنندراج). - به انقطاع رسیدن؛ بریده شدن. قطع شدن : بعضی به گیاه و کشت سد رمق می کردند، از زروع و ریوع اطماع به انقطاع رسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || انقراض و نابودی. || توقف. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «انقطاع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید