معنی انقضاض پذیرفتن
4 بازدید
[ اِ قِ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) منهدم شدن. بیفتادن بنا: تا فنای همایون او مرجع مظلومان شده است بنای ظلم به صرصر عدل انهدام و انقضاض پذیرفته است. (سندبادنامه صص ۱۳۳-۱۳۴).
کلمات همقافیه با «انقضاض پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر