معنی انقضا
6 بازدید
[ اِ قِ ] (ع اِمص) انقطاع. درگذشتگی. انتها. انجام. (از ناظم الاطباء). سرآمد. (یادداشت مؤلف): هیچکس از ایشان بیش از مدت حیات وفا ننمود و بعد از انقضای عمر بکاری نیامد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ جعفر شعار ص ۹). و رجوع به انقضاء شود.
کلمات همقافیه با «انقضا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضا» برای سرودن شعر