معنی انقحل
5 بازدید
[ اِ قَ ] (ع ص) پیر خشک اندام بدحال. پیر سالخورده. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انقحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر