معنی انفهاق
5 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) فراخ گردیدن برق و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فراخ بازشدن. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ کتابخانهٔ لغت نامه ورق ۲۳۰ الف).
کلمات همقافیه با «انفهاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر