معنی انفعالات
7 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص، اِ) جِ انفعال. || (اصطلاح فلسفهٔ قدیم) کیفیاتی که بوسیلهٔ یکی از حواس حاصل می شود اگر راسخ باشد مانند زردی طلا، انفعالیات و اگر غیر راسخ باشد مانند زردی روی آدم ترسان، انفعالات نامیده می شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون و فرهنگ علوم عقلی). کیفیات محسوسه بحواس پنجگانه... را انفعالیات و انفعالات خوانند. (اساس الاقتباس ص ۴۲). || در روان شناسی نفسانیات را به سه دسته تقسیم کرده اند: ادراکات، انفعالات و افعال. دنبال هر احساس یا ادراکی انسان را حالتی دست می دهد که غیر از آن احساس یا ادراک است. مثلاً گلی را می بوییم از آن صورتی در ذهن ما پیدا می شود (احساس) و برفور از این منظره خاطر ما منبسط می گردد، این حالت را در مقابل احساس و ادراک انفعال می نامند. (از مبانی فلسفهٔ علی اکبر سیاسی ص ۳۲ و ۱۰۱). و رجوع به انفعال و انفعالیات شود.
کلمات همقافیه با «انفعالات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر