معنی انفصام
5 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) شکسته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات). شکسته شدن بی جدایی. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (مقدمهٔ ترجمان القرآن جرجانی ص ۲). انکسار. شکسته شدن چیزی بی آنکه جدا شود. (یادداشت مؤلف):{/B فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطََّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللََّهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقی ََ لاَ اِنْفِصََامَ لَهََا.۱۰-۲۲۲:۲۵۶/} (قرآن ۲/ ۲۵۶)؛ هرکه کافر شود بهر معبود جز خدای و بگرود به اللََّه، او دست درزد در گوشهٔ محکم استوار، آنرا شکستن نیست. (کشف الاسرار ج ۱ ص ۶۸۶). || بریده شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انقطاع. (از اقرب الموارد). || خم شدن. (مقدمهٔ ترجمان القرآن جرجانی ص ۲). || (اِمص) کسر و شکستگی و قطع. (ناظم الاطباء). گسستگی. شکست بی جدایی. (یادداشت مؤلف). - انفصام پذیر؛ قابل شکستن و قطع شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انفصام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر