معنی انفصاد
3 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) ترکیدن چشم برگ درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || روان شدن چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). فرودویدن. تفصد. (تاج المصادر بیهقی). و رجوع به افصاد شود.
کلمات همقافیه با «انفصاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر