معنی انفست
5 بازدید
[ اَ فَ ] (اِ) تنیدهٔ عنکبوت. (لغت فرس اسدی) (انجمن آرا). پرده و تنیدهٔ عنکبوت. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کرتینه. (ناظم الاطباء). تفنه. نسج عنکبوت. (یادداشت مؤلف): عنکبوت بلاش بر دل من گرد بر گرد بر تنید انفست .خسروی. شهنشاهی که خیط شمس گردون بود بر طاق ایوان وی انفست. شمس فخری (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «انفست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر