معنی انفراق
5 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) جدا گشتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). انفصال. (از اقرب الموارد). ازهم جدا شدن. (تاج المصادر بیهقی). شکافته شدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انفراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر