معنی انفراث
4 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) شوریدن دل زن باردار. (ناظم الاطباء). تفرث. (منتهی الارب). || پاره پاره شدن. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ لغت نامه ورق ۲۲۸ الف) (مصادر زوزنی). انتثار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انفراث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر