معنی انفداع
6 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) کج گردیدن خردگاه دست و پای ستور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به فَدَع و افدع شود.
کلمات همقافیه با «انفداع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر