معنی انفخان
6 بازدید
[ اُ فُ / اِ فِ ] (ع ص) مرد پرگوشت از فربهی. انفخانی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به انفخانی شود.
کلمات همقافیه با «انفخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر