معنی انفت

معنی انفت

8 بازدید
[ اَ فَ / اَ نَ فَ ] (اِ) نقصان. خسارت. زیان. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا).
[ اَ فَ / اَ نَ فَ ] (ع مص) انفة. ننگ و عار داشتن. (غیاث اللغات). || (اِ) ننگ و عار. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (هفت قلزم): از سلطان تسلیم بعضی از ولایات خراسان التماس می نمودند سلطان از انفت قبول مواقفه، با آن سخن موافقت ننمود. (جهانگشای جوینی). - انفت داشتن؛ کراهت داشتن : عجب حالی آن بود که چون حرم سلطان در دست لشکر تاتار افتاد خان سلطان که از سلطان عثمان انفت میداشت... (جهانگشای جوینی). از تحمل قبول جزیت و اداء خراج کورخان انفت می داشت. (جهانگشای جوینی). - انفت کردن؛ دوری جستن. تبری کردن. کراهت داشتن : هرآینه انفت کرده باشد از دانش کسی که جز به ثنای تو باشدش مفخر. مختاری (از انجمن آرا). - انفت نمودن؛ انفت کردن: چون امیر ارغون ازین احوال آگاه شد از ترقب حساد و اضداد انتباه یافت همت از اغضاء بر آن مکیدت انفت نمود. (جهانگشای جوینی). و رجوع به انف و انفة شود.

کلمات هم‌قافیه با «انفت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید