معنی انفاص
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بشتاب سخن گفتن. || بسیار خندیدن. || دفعه دفعه کمیز انداختن گوسفند. || بلب اشاره کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انفاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر