معنی انغوزه
6 بازدید
[ اَ زَ / زِ ] (اِ) دارویی بدبو و دافع تشنج و عبارت است از صمغ درخت انگدان که به تازی حلتیث منتن گویند. (ناظم الاطباء). صمغ بدبویی که از یک نوع کماحاصل می شود. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۳۵). صمغی است که از گیاه انگدان گیرند و به آن صمغ انجدان نیز گویند و آن بصورت دانه های صمغی بدرشتی یک نخود تا یک گردو دیده می شود و برنگهای زرد، قهوه ای و خاکستری و طعمش گس و تلخ و زننده و بویش شبیه سیر است. (فرهنگ فارسی معین). حلتیت. صمغ الانجدان. (یادداشت مؤلف). || گردو. (فرهنگ فارسی معین). گردکان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انغوزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر