معنی انغماس
6 بازدید
[ اِ غِ ] (ع مص) به آب فرورفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). به آب فروشدن. (تاج المصادر بیهقی). به آب درآمدن. اغتماس. انقماس. ارتماس. غوط خوردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انغماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر