معنی انعمان
4 بازدید
[ اَ نُ ] (از یونانی، اِ) نعمان. شقائق النعمان. (از نشوء اللغة ص ۱۲۰، حاشیه ۱). و رجوع به نعمان شود.[ اَ عَ ] (اِخ) بصیغهٔ تثنیه، نام دو وادی که هریک را انعم گویند و یا از باب تغلیب مراد وادی انعم و وادی عاقل است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر