معنی انعشاش
4 بازدید
[ اِ عِ ] (ع مص) درپی پذیرفتن پیراهن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ترقع. (از اقرب الموارد). وصله شدن پیراهن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انعشاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر