معنی انظلام
7 بازدید
[ اِ ظِ ] (ع مص) ستم کشیدن و احتمال کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). احتمال ظلم. (از اقرب الموارد). ستم واپذیرفتن. (تاج المصادر بیهقی). ستم بردن. اظلام. قبول ظلم. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح علم اخلاق)، از جنس رذایل و طرف تفریط عدل است و آن تمکین طالب اسباب معاش است از غصب و نهب آن و انقیاد نمودن در اخذ آن بغیر استحقاق و در انواعی که در تحت اجناس فضایلند همین قیاس باید کرد. (نفایس الفنون ج ۲ ص ۶).
کلمات همقافیه با «انظلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر