معنی انطیخن
7 بازدید
[ اَ خُ ] (اِخ) برادر اسکندر مقدونی، یکی از سران سپاه او و پادشاه شام بود (۳۰۶ ق. م.). (یادداشت مؤلف): اسکندر چون ملوک طوایف را ترتیب کرد بابل و پارس و قهستان خاص را بازگرفت و به ملکی از خویشان خود سپرد انطیخن نام و چون اسکندر فرمان یافت اشک بن دارا بیرون آمد و با ملوک الطوایف هم اتفاق و هم عهد شد و این انطیخن را و بقیهٔ رومیان را از بلاد فرس برداشت. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۵۸).
کلمات همقافیه با «انطیخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر