معنی انطلیسون
8 بازدید
[ ] (اِ) قوس قزح. آزفنداک. آفنداک. نوشه. تیراژه. کمر رستم. کمردون. طوق بهار. سریر. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی از یادداشت مؤلف). توسه. رخش. کمان رستم. سد کیس. قالیچهٔ فاطمه. (یادداشت مؤلف). و رجوع به انطلیون شود.
کلمات همقافیه با «انطلیسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر