معنی انطفاء
6 بازدید
[ اِ طِ ] (ع مص) فرومردن آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی). فرومردن آتش و چراغ. (مجمل اللغة). خاموش شدن آتش. (از اقرب الموارد). فرونشستن. خاموش شدن. بمردن. مردن. خاموش گشتن چراغ. طفوء. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انطفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر