معنی انصف
6 بازدید
[ اَ صَ ] (ع ن تف) منصف و بادادتر. (ناظم الاطباء). داددهنده تر. (آنندراج). دادده تر. دادگرتر. عادل تر. باانصاف تر: ما رأیت انصف من الدنیا ان خدمتها خدمتک و ان ترکتها ترکتک. (ابوعبداللََّه مغربی، از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انصف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صف» برای سرودن شعر