معنی انصر
5 بازدید
[ اَ صَ ] (ع ن تف) یارتر. یاری کننده تر: وجدت الحلم انصر لی من الرجال. (احنف بن قیس از یادداشت مؤلف). || (ص) مرد ختنه ناکرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نابریده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر