معنی انصب
5 بازدید
[ اَ صَ ] (ع ص) گوسپند راست سرون و خر افراشته گوش. (مهذب الاسماء): تیس انصب؛ تکهٔ ایستاده شاخ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). راست سرو. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «انصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر