معنی انصاف هندی
6 بازدید
[ اِ فِ هِ ] (اِخ) میرزا علی نقی خان پسر نقدعلی خان ایجاد. درگذشته به سال ۱۱۹۵ هـ . ق. شاعر بود و نخست صبا تخلص می کرد پس انصاف اختیار کرد. از اوست: نمی گوید دلم از ترس آن آئینه مایل را که غیرت نیست دیدن هر زمان روی مقابل را. دست بیع سر زلف تو شوم شانه مثال که نیفتاد به دستم به ازین سلسله ای. (از الذریعة قسم ۱ از جزء ۹ ص ۱۰۸ و تذکرهٔ صبح گلشن چ هند ص ۴۵). و رجوع به صبح گلشن شود.
کلمات همقافیه با «انصاف هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر