معنی انصاف هندی

معنی انصاف هندی

6 بازدید
[ اِ فِ هِ ] (اِخ) میرزا علی نقی خان پسر نقدعلی خان ایجاد. درگذشته به سال ۱۱۹۵ هـ . ق. شاعر بود و نخست صبا تخلص می کرد پس انصاف اختیار کرد. از اوست: نمی گوید دلم از ترس آن آئینه مایل را که غیرت نیست دیدن هر زمان روی مقابل را. دست بیع سر زلف تو شوم شانه مثال که نیفتاد به دستم به ازین سلسله ای. (از الذریعة قسم ۱ از جزء ۹ ص ۱۰۸ و تذکرهٔ صبح گلشن چ هند ص ۴۵). و رجوع به صبح گلشن شود.

کلمات هم‌قافیه با «انصاف هندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید